بۆ پێوه‌ندی له‌گه‌ل زرێبارپرێس >>>> E mail to :   arselan81@yahoo.com

بيانييه انجمن فرهنگی واجتماعی زنان آذر مهر کردستان

بنی آدم اعضای یکدیگرند       که در آفرینش ز یک گوهرند

این شاه بیت شعر فارسی را می توان قشنگ ترین و زیباترین شعر و درس ادبیات تعلیمی نظام جمهوری اسلامی دانست، که در خاطره هیچ یک از ما هرگز پاک نخواهد شد. هر گاه معلم می خواست درس اخلاق را به ما نشان دهد، با تعریف کردن داستان پطروس و دهقان فداکار و نهایتاً این بیت زیبا سعی می کرد ما را در یادگیری درس اخلاق زندگی یاری دهد. معلم با این درس ها به ما می آموخت که فداکاری و کمک به دیگران را سر لوحه زندگی خود قرار دهیم، با هم نوعان خود با مسالمت زندگی کنیم، آنان را ازخود بدانیم، با خوشی شان خوش و با غم شان غمگین باشیم، پای درد دلهای یکدیگر بنشینیم و برای هم سنگ صبور باشیم، سفره امان یکی باشد تا هیچ کس و هیچ چیز نداند که گرسنگی وجود دارد. معلم به ما می آموخت که هیچ گاه در برابر ظلم ضحاک ها و نمرودها به سکوت ننشینیم و به مبارزه در راه آزادی برخیزیم.

اما با نگاهی به اطرافم و آن چه در آن می گذرد، می فهمم که آن حرف های قشنگ انگار فقط برای دوران کودکی و سرگرم کردن ما توسط معلم به ما آموخته می شد. همه تلاش های معلم در فهماندن آن حرف های قشنگ به ما و سعی ما در یادگیری آن انگار کاری بود فقط در جهت بطالت وقت. هر چه بزرگ تر شدم فهمیدم که پطروس و دهقان فداکار مخصوص دنیای کتابند و بس. فهمیدم که در دنیای واقعی و بزرگسالی امثال پطروس و دهقان فداکار جایی برای عرضه ندارند هر چه هست فقط و فقط ظلم، ستم، بیداد، سکوت و دیوار بودن، خفقان و صدها واژه زشت دیگر است که در درس های دوران کودکی مان به ما یاد ندادند ولی حالا دائم با آن روبروییم. هر چه بزرگ تر شدیم فهمیدیم که تنها حق ما در این جا فقط انرژی هسته ای است و بس نه دادخواهی، نه اعتراض، نه به زبان آوردن، بودن یا شدن.

آنجا که استبداد و تحجر جای دموکراسی و حرف زدن و اعتراض را می گیرد، جای تعجب نیست که معنای قشنگ واژه ها، خود را ببازند و ترور، اعدام، شکنجه و وحشت «امنیت اجتماعی» قلمداد شود و حرف زدن از ظلم و ناحقی و مطالبه حق از راه نوشتن و گفتن به «براندازی رژیم» تعبیر شود.

معلم فداکارم «فرزاد» وقتی می بیند آن درس های پر معنی و زیبا در جامعه به اشتباه معنی می شود، وقتی می بیند دنیای بهتری را با همان واژه ها که او در سر کلاس به بچه ها یاد می داد، می شود دنیای بهتری ساخت، اما نمی گذارند ساخته شود و معانی زیبای آن را به سخره می گیرند، لب به اعتراض می گشاید اما انگار اعتراضش سنگین است و پایه های یک حکومت به اصطلاح مردمی و قدرتمند را سست می کند و با حکم ناروای اعدام و محروم شدن از حق زندگی روبرو می شود. همگان در برابر این قضاوت ناروا و ضد انسانی اعتراض می کنند. حکم آن قدر نارواست که این بار صدای اعتراض، نه تنها مردم کرد را بیدارتر کرد بلکه بسیاری از دوستان غیر کردی همچون سما بهمنی، حبیب بهمنی و... نیز با ما همراه شدند اما آنان نیز به جرم اعتراض، با رفتارهای دور از شأن انسانی روبرو شدند. برخورد ناشیانه و به دور از عقلانیت مسئولان در برخورد و شکنجه آنان نشان داد که فضای رعب و وحشت می خواهد هر اعتراضی را در نطفه خفه کند. اما باید گفت همه خیال خام است و بس. اخبار رسیده از شکنجه و آزار و اذیت دوستان و یاران فرزاد کمانگر خصوصاً سما و بهمن نشان از آن دارد که رژیم از آگاه شدن تمامی اقشار و اصناف و افکار مختلف در طیف های گوناگون فکری به شدت می ترسد. با دیدن «اعضای یکدیگر بودن مردم» و «فداکاری» که در نظر او برای همیشه رنگ باخته در بین مردم آزادیخواه و وجدان های همیشه بیدار که هرگز غروب نخواهد کرد، رژیم به شدت به هراس افتاده و با شکنجه، به خیالش می خواهد از رویش اتحاد و با هم بودن مردم جلوگیری کند، اما رژیم باید بداند که آزار و اذیت کردن این دو همراه کرد علاوه بر بیداری بیشتر مردم کرد بسیاری از انسان های دیگر را که کمتر با ظلم او درگیر بوده ، بیدارتر خواهد کرد و اعتراض و حق خواهی که همیشه از آن پروا داشت نه تنها به فرزاد های دیگر، که صد البته به هزاران بهمنی های دیگر خواهد رسید و این نشان از طلوع آزادی در فردایی نه چندان دور خواهد داشت.

و این بار دیگر مردم درس های دوران کودکی شان را از یاد نخواهند برد و علاوه بر آن درس های دیگری به آن اضافه خواهند کرد و آن این است که شکنجه و آزار و اذیت و زندانی کردن هیچ گاه سبب ساز سکوت و خفقان نخواهد شد و با برخاستن حتی یک صدا، هزاران صدا حتی با وجود فاصله، تفاوت های فرهنگی و زبانی و هزاران تفاوت دیگر هزاران ندای آزادی خواهی بر خواهد خاست. و یاد خواهند گرفت که شاید جباران تاریخ توان دستگیری یک معلم را داشته باشند اما هرگز توان مقابله با تمام وجدان ها بیدار را ندارند. همچنین یاد خواهند گرفت که از واژه ها در معنای واقعی اش استفاده کنند و هر انسانی را در جایگاه واقعی خود قرار دهند.

آن وقت است که دیگر شاه بیت شعر سعدی و داستان دهقان فداکار و پطروس فداکار نیازی به تداعی ندارند چرا که وجدان های همیشه بیدار یک ملت به غفلت نخواهند خفت.

کۆد......و00249

بۆ پێوه‌ندی له‌گه‌ل زرێبارپرێس >>>> E mail to :   arselan81@yahoo.com

زرێبار پرێس ( ماڵپه‌رێکی هه‌واڵنێری ‌ )
Kurddomain.com
Zrebar Press©2005-2006